این سه پرسش را ازخود بپرسیم:

چقدر به ایجاد عادت های کارا در خود پایبندیم؟

عادت ها، ما را می سازند... عادت های درست، با عادت های خوب، با عادت های کارا متفاوت هستند. عادت یعنی پایبندی، یعنی تکرار، یعنی ممارست. ما در کنار هم می آموزیم که چطور عادت های کارا را شناسایی کنیم و خود را با عادت های کارا قدرتمند سازیم.

چقدر گوهر وجودمان را می شناسیم؟

گاهی در طول زندگی خود مسیرهایی را رفته ایم و چیزهایی را آموخته ایم که بعدها چندان به کارمان نیامده اند. هر یک از این مهارت های خاک گرفته مانند دانه مرواریدی هستند که در اقیانوس وجودمان بلااستفاده مانده اند. وجود ما دانه های مروارید و گوهرهای فراوانی دارد. ما با هم می آموزیم چگونه این گوهرها را بیابیم و تراش دهیم.

چقدر می توانیم از مهارت هایمان برای خلق یک فرصت استفاده کنیم؟

مهارتهای ما وقتی بر اساس گوهر وجودمان، کارا شوند امکان خلق فرصتهایی را به ما می دهند که پیشتر وجود نداشته اند. معمولا این فرصت ها را شانس می نامیم. به قول دارن هاردی، شانس هنگامی محقق می شود که آمادگی، نگرش و اقدام برای استفاده از یک فرصت در ما وجود داشته باشد. ما کمی فراتر خواهیم رفت و منتظر فرصت ها نخواهیم شد و درکنار هم خواهیم آموخت که خودمان فرصت ها را خلق کنیم.