مهارت؛ تنها همراه مسیر موفقیت

 

مهارت؛ تنها همراه مسیر موفقیت

مهارت را می‌توان فرق بین تلاش بی‌ثمر و موفقیت دانست. جاده موفقیت، مسیری پر فراز و نشیب و تاریک است که هر شخص برای رسیدن به اهداف خود باید به تنهایی از آن عبور کند. مسیر صعب العبور و سخت موفقیت توسط هیچ راهنمایی به جاده‌ای ساده و بدون پیچ و خم تبدیل نمی‌شود بلکه تنها عبور از آن آسان‌تر خواهد شد. مهارت ابزاری است برای بهتر انجام دادن کارها و نزدیک‌تر شدن به اهدافی که هر شخص برای خود در نظر گرفته است. مهارت‌ها به خودی خود مشکلات را برای‌ما حل نمی‌کنند اما آن‌ها را از لاینحلی در می‌آورند.

 

چرا ما به مهارت‌های جدید نیاز داریم؟

تصور کنید که یک نجار تصمیم به ساخت خانه‌ای چوبی گرفته است. او چوب و مواد اولیه را در کارگاه کوچک خود از قدیم داشته است  اما ابزارات صنعتی چوب‌بری را ندارد. نجار با میخ، چکش و مواد خام نمی‌تواند خانه مورد نظر خود را بسازد و برای شروع پروژه یا نتیجه گرفتن از آن، نیاز به یکسری از حداقل ابزارها مانند اره دستی، فارسی‌بر، اره میزی و ... دارد.

رسیدن به اهداف مانند درست کردن یک خانه چوبی است. همان‌طور که نجار برای خانه چوبی نیاز به ابزارهای مناسب داشت، ما هم برای رسیدن به اهداف خود نیاز به یکسری مهارت داریم.  نبود مهارت‌های ضروری رسیدن به یک هدف را تبدیل به فرآیندی مملو از ناامیدی و شکست می‌کند که در اکثر مواقع به سر انجامی نمی‌رسد و موجب اتلاف وقت و انرژی ما می‌شود. سختی و مشکلات جزوی از مسیر موفقیت است اما با کمبود مهارت‌ و دانش کافی، گذر از آن‌ها امکان پذیر نیست.

بارها شده که یک کسب و کار را آسان تلقی کرده‌ایم اما به محض آغاز به کار متوجه سختی‌های آن شدیم. برای مثال تمامی کاربران یک شبکه اجتماعی نحوه استفاده کاربری نرم‌افزاری که نصب کرده‌اند را می‌دانند اما تعداد کمی از آن نرم‌افزار کسب درآمد می‌کنند. از این مثال می‌توان نتیجه گرفت که بدون مهارت حتی اگر از پس مشکلات هم برآییم، هرگز از ریزه‌کاری‌های یک فعالیت خبردار نمی‌شویم.

توسعه و ساخت مهارت چیست؟

هر شخص پس از قرار گیری در برهه‌های خاصی از زندگی یا کسب و کار، با چالش‌هایی مواجه می‌شود که مهارت‌های قبلی که کسب کرده از پس آن‌ها بر‌نمی‌آید و به احساس نیاز می‌رسد. این احساس نیاز موجب نگاه دوباره به مهارت‌های قدیمی شده و شروع فرآیند توسعه و ساخت مهارت است. با نگاه مجدد به مهارت‌های قدیمی ما متوجه دو موضوع اساسی و مهم می‌شویم.

  1. تعدادی از مهارت‌ها نیاز به پرورش و توسعه دارد.
  2. در بین مهارت‌هایی که کسب کرده‌ایم فضاهای خالی موجود است که باید توسط مهارت‌های جدید پر شود.

بازنگری دوباره مهارت‌ها به ما کمک می‌کند که توسط توانایی‌های خود تصمیم بگیریم و با برنامه‌ریزی مهارت‌های قدیمی را توسعه داده و فضای خالی را با فرا گرفتن مهارت‌های جدید پر کنیم. در دنیای امروز توسعه و ساخت مهارت یک انتخاب نیست بلکه ضرورتی است که توسط آن می‌توانیم در کسب و کار انطباق یافته و موفق شویم. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که رشد تکنولوژی و کسب و کارهای جدید ما را مجبور به کسب مهارت‌ در کنار دانش می‌کند و تنها افرادی در این عرصه شکست نمی‌خورند که با فراگرفتن مهارت سازگاری داشته و نگرش‌شان را به آینده و ساخت و توسعه مهارت‌ها تغییر داده‌اند.